اصلاح طلبان و خیابان

محمد رضا تاجیک فعال اصلاح طلب در مصاحبەای با آرمان امروز از بە میدان آمدن جریان سوم می گوید، از اینکە اساسا گفتمانی بە نام گفتمان اعتدال وجود خارجی ندارد و روحانی و دولتش در حقیقت یک دولت بوروکراتیک هستند با ماموریت احیای اقتصاد و بدون هیچ گونە توجهی بە امر توسعە سیاسی و فرهنگی.

با خواندن متن گفتگوی تاجیک متوجە می شویم کە علاوە بر نقدی کە در فضای سیاسی کشور بر گفتمان اصولگرائی درخصوص بحران و عدم نوگرائی آن مطرح می شود، گفتمان اصلاح طلبی هم بە همین درد مبتلا شدە است. در واقع اصلاح طلبی بعلت نگاە صرف بە قدرت، عدم نوسازی خود و جذب نیروی جوان، بویژە در بعد اندیشە و ایدەئولوژی، بە همان سرنوشت اصولگرایان دچار شدە است. تاجیک هیچ بعید نمی داند کە از درون و برون این دو گفتمان، خردە گفتمانهائی دیگر بروز کنند (در دهە پنجم بعد از انقلاب) کە آن دوی دیگر را بە حاشیە برانند. در نگاە او هم امکان حضور گفتمانهای رادیکال وجود دارند و هم گفتمانهائی کە نیمی سکولار و نیمی از جنس دیگر خواهند بود.

پس با این حساب با توجە بە عدم جوابگوئی اصلاح طلبی و اصولگرائی در جامعە ایران، و نیز قلابی بودن گفتمان اعتدالگرائی کە در اساس یک نگاە بوروکراتیک بە امر تغییر در سطح کشور بر اساس یک بینش اقتصادیست و کاری بە امر توسعە سیاسی و فرهنگی ندارد، و نیز بر اساس نیاز و ضرورت کشور بە تغییر کە لازمە مکانیزم درونی هر جامعەای است، بناچار اگر گفتمان اصلاح طلبی خود را نو نکند (چە در بعد اندیشە و چە در بعد جذب نیروی جوان)، کشور بسوئی دیگر خواهد رفت.

در افکار محمد رضا تاجیک چنانکە ملاحظە می کنیم نوعی دترمینیسم مشاهدە می شود کە بنیانهای خود را از ضرورت تغییرات عینی کسب می کند. اما در عین حال او از نظر دور نمی دارد کە رادیکالیسم احتمالی آیندە از جملە برآیندی باشد از جانب خردە گفتمانهای مربوط بە اصولگرایان. با این حساب کشور با امکان حضور دو رادیکالیسم در آیندە مواجە خواهد بود: رادیکالیسم اصولگرائی و رادیکالیسم سکولاریستی.

در این گمانی نیست کە بروز گفتمان اعتدالگرائی نتیجە بن بست شرایط سیاسی کشور در مرحلە خاصی بود کە در آن نە اصولگرایان توانستند برنامەهای خود را بە پیش ببرند، و نە اصلاح طلبان اساسا قابل حذف از فضای سیاسی کشور بودند. بنابراین در چنین شرایطی، وضعیتی شبە بناپارتیستی شکل گرفت کە در آن نیروهائی بە میدان آمدند کە بە عنوان نیروئی حائل تلاش کردند کل سیستم را از بحران نجات دهند. و اعتدالگرائی بعنوان نیروئی حاصل تفاهم عینی و یا ذهنی شرایط و نیروهای فعال درون آن، نیروئیست کە نسبت بە دو جریان دیگر موجود در حاکمیت از امکان زیستی ـ زمانی کمتری بهرەمند است. زیرا کە هموارە نمی تواند از دو نیروی متضاد نیرو و انرژی بگیرد کە در اساس و در کلیت خود با هم قابل جمع نیستند.

اعتدالگرائی نیروئیست با بنیانهای نظری بویژە در حوزە اقتصاد با گرایش نئولیبرالیستی، اصولگرائی نیروئی با بنیانهای نظری در حوزە اقتصاد با گرایش بە بازار و اقتصاد  نظامی ـ امنیتی، و اصلاح طلبان با گرایش بە نئولیبرالیسم (در حوزە اقتصاد) و مدرنیتە (در حوزە سیاسی و فرهنگی).

اعتدالگرایان با نگرش نئولیبرالیستی خود در حوزە اقتصاد، لاجرم بنوعی با بعضی از مشخصەهای نظامهای مدرن تماس برقرار می کنند، اما این تماس بیشتر در حوزە خارجی خود را نشان می دهد و ناظر بر عادی کردن رابطە با کشورهای جهان، بویژە با غرب است، و درست در اینجاست کە آنان بنیانهای ایدەئولوژیک اصولگرایان را در حوزە سیاست خارجی بە چالش می کشند و بدین ترتیب راە را برای اصلاح طلبان هموارتر می کنند. اما در شرایطی کە چنین امری با توسعە سیاسی و فرهنگی در کشور همراە نیست، عملا اصلاح طلبان نمی توانند میوەهای چنین وضعیتی را بچینند.

برای عبور از چنین بن بستی، راەکار تاجیک عبارت است از نوگرائی در اندیشە رفرمیستی و جذب نیروی جوان. و ظاهرا دعوت او بە انتقاد بیشتر از وضعیت موجود (از جملە دولت روحانی)، یکی از استراتژیهای اصلی او برای نیل بە چنین هدفیست.

اما تاجیک یک مورد را فراموش می کند، مورد خیابان و حضور اعتراضات در فرم مدنی و تودەای. خوب است اصلاح طلبان منتقد، لااقل از امکانات قانونی موجود مستتر در خود قانون اساسی استفادە کنند و تنها بە کلمات بسندە نکنند. برای تغییرات رفرمیستی هم، حضور خیابان از ضروریات است. واژەگان را با مردم آشتی دهید.

بخش: 

افزودن نظر جدید